سيد صادق سجادى
297
تاريخ برمكيان ( فارسى )
ابراهيم مهدى مىگويد كه چون برمكيان را آنچنان حادثه افتاد ، هارون در تحصيل مال و اسباب ايشان تفحّصهاى بليغ مىنمود « 1 » . هزار يك حصه از آنچه دشمنان و حاسدان ايشان را گمان بود ازيشان بيرون نيامد . ايشان مال داده بودند و نام نيك و نجات آخرت حاصل نموده « 2 » . و در علم نجوم درجهء جعفر برمكى بعد از انتقال چنين ظاهر شده كه يكى از غلامان « 3 » على بن سليمان مىگويد كه روزى جعفر بر استر بردعى نشسته بود و در خانهء خود تماشا مىكرد و در هرچند گامى مىايستاد و در تأمّل مىشد . تمامت قصر خود را در نظر آورد . گفت اين خانهء مرا عيبى نيست و آنچه اكابر ملوك عجم در خانههاى خود ساختهاند من درين خانه ساختهام ؛ امّا يك عيب دارد كه خداوندش را بسى زندگانى نمانده است . اين بر زبان راند و آهى سرد از سينه بركشيد و چشم پرآب كرد . ابو الحسن راوى گويد كه جعفر در علم نجوم مهارتى تمام داشت « 4 » و در مولودنامهء خود ديده بود كه نحوستها در طالع او درآمده است و ستارگان منحوس بر ستارگان مسعود غلبه كردهاند . از آن استدلال ، ضعف طالع خود بر زبان مىراند . ابو الحسن گويد « 5 » چون اين سخن شنيدم تافته و غمناك گشتم ، دانستم كه او سخن از تجربه مىگويد . بعد از سه ماه ديگر هارون الرّشيد او را بكشت و همچنان شد كه گفته بود « 6 » ، رحمة اللّه عليه رحمة واسعة .
--> ( 1 ) . ل : آوردم . ( 2 ) . ك : نام نيك و نجات آخرت خريده بودند لاجرم جعفر مذكور كشته شد . شخصى را كه به ستم ، خليفه او را خواهر بدهد ، او ناگاه با حلال خود [ جمع ] كرده آيد و آخر او را بكشد مظلوم كشته شده و شهيد شده . و در آن ايّام از خانههاى ايشان مال كمتر بيرون آوردند . جمله بزرگان بغداد ايشان را ثنا مىگفتند و دعا مىكردند و با يكديگر مىگفتند كه اگر ايشان مال جمع كردندى همه در خزانهء مأمون آمدى و ايشان را فايده نبودى و در عقبى زيان . و اين زمان از آن مال نام نيك در دنيا حاصل كردند و چون مظلوموار سفرى شد در عقبى نجات يافت » . اين عبارات را ل ندارد . داستان بعدى در نسخه ك بطور مستقل و زير عنوان « حكايت خبر دادن جعفر از انتقال دولت خويش » آمده است . ( 3 ) . ك : - در علم . . . غلامان . ( 4 ) . ك : جعفر علوم بسيار خوانده بودى و در علم نجوم مهارتى تمام داشت . ( 5 ) . ك : من كه ابو الحسنم و پروردهء كرمهاى او بودم . ( 6 ) . ك : او را بكشت و يك سال تمام نگذشت كه همچنان شد كه او گفته بود .